تبليغاتX
لطایف قرآنی

• قرآن يک کلمه (لن تفعلوا) دارد که همه را به زانو در مي آورد يعني اينکه ابدا نخواهيد توانست مثل قرآن را بياوريد ودانشمندان درطول قرن ها نتوا نستند که يک آيه مانند آن را بياورند. اعجاز قرآن دراين يک کلمه است خدا نمي فرمايد که ما نمي گذاريم مثل قرآن را بياوريد (يعني صرف) بلکه مي گويد شما نمي توا نيد مثل قرآن را بياوريد.
نوشته شده توسط محمدمهدی سلیمی پور در شنبه دوم خرداد 1388 ساعت 23:26 | لينک ثابت |


***چگونه مى‏توانيم به همه كارها رنگ الهى بدهيم؟
در قرآن مى‏خوانيم: «صِبغَة اللّه و مَن أحسنُ من اللّه صِبغة» (سوره بقره، آيه 138) كارهايتان را با رنگ الهى رنگ‏آميزى كنيد كه اين رنگ بهترين رنگ‏هاست.
مراد از رنگ الهى آن است كه كارها را براى رضاى خداوند و طبق فرمان او انجام دهيم و جان و مال خود را فقط با او معامله كنيم.
به چند مثال توجه كنيد:
1- لباسى كه براى همسر مى‏خريم، اگر در شب تولّد حضرت زهرا عليها السلام باشد، اين خريد رنگ الهى پيدا مى‏كند.
2- آبى كه به صورت مى‏ريزيم اگر قصد وضو كنيم، رنگ الهى پيدا مى‏كند.
3- در جايى كه مى‏نشينيم اگر رو به قبله بنشينيم، رنگ الهى دارد.
ما مى‏توانيم تحصيل، تدريس، ورزش و ديد و بازديد خود را به رنگ الهى درآوريم.
گاهى كه حضرت على عليه السلام در جايى مهمان بود، در خانه مقدارى غذا مى‏خورد و به مهمانى مى‏رفت و مى‏فرمود: مى‏خواهم هدفم در مهمانى ديدار مؤمن باشد، نه رفع گرسنگى در خانه او.
پولى كه به فقير مى‏دهيم، مى‏تواند براى سلامتى خودمان باشد و مى‏تواند براى سلامتى تمام مسلمانان بخصوص حضرت مهدى عليه السلام باشد.
قرآن مى‏فرمايد: هركس هدفش خدا و رسيدن به مقامات بهشتى باشد، از دنيا هم بهره‏مند خواهد شد. امّا كسى كه هدفش فقط دنيا باشد، قطعاً از آخرت محروم است و به دنيا هم شايد برسد و شايد نرسد.

حجت الاسلام والمسلمين قرائتي
نوشته شده توسط محمدمهدی سلیمی پور در جمعه یکم خرداد 1388 ساعت 19:47 | لينک ثابت |

• قرآن در همه شئون خود مستقل است و وابستگي به غير خود ندارد ، در اصل سنديت و حجيت، و در دلالت ظواهر و الفاظ احتياج به هيج جاي ديگر ندارد و در ارائه خطوط دين از قطعيات است .

• قرآن رابه عنو ان توسل به خدا بخوانيم. وقتي که يک رعيت نامه سلطان را برايش مي خواند شاه به او جايزه مي داد، ما هم وقتي که قرآن مي خوانيم ازخدا جايزه بگيريم.
نوشته شده توسط محمدمهدی سلیمی پور در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 ساعت 20:2 | لينک ثابت |


امروز نمایشگاه کتاب بودم از غرفه موئسسه فرهنگی درسهایی از قرآن dvd بلاغ که شامل سخنرانیهای آقای قرآئتی از سال 1358 یعنی اولین سخنرانیها در تلویزیون تا سال 1386 هست به همراه متن سخنرانیها و امکان جستجوی آن باقیمت نازل 2000 تومان (نمایشگاه 1800 تومان) واقعا عالی بود این dvd را در سایت www.qharaati.ir هم می توانید سفارش دهید از دست ندهید بسیار عالی است.
نوشته شده توسط محمدمهدی سلیمی پور در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 23:0 | لينک ثابت |


تأكید خداوند متعال در 10 مورد از قرآن كریم درباره حق بودن آفرینش (واقعیت شایسته وجود)، شدیدترین تذكر است به این كه بشر باید بداند در جهانی زندگی می كند كه بر مبنای حق آفریده شده است. بنابر این، نمی تواند وجود او كه قطعآ از نظر كرامت و حیثیت و عظمت، شایستگی برتری بر همه جهان كیهانی دارد، لغو و عبث و بیهوده باشد. در سوره انبیاء آیه 16 می فرماید :

وَ مَا خَلَقنَا السَّمَاءَ وَ الاَرضَ وَ مَا بَینَهُمَا لاَعِبِین
"ما آسمان و زمین و بین آن ها را برای بازیگری نیافریدیم."

در سوره دخان آیه 38 نیز همین مطلب آمده است؛ با این تفاوت كه به جای "آسمان"، كلمه آسمان ها فرموده است. علاوه بر این آیات كریمه، آیات دیگری در قرآن، كه هدفدار بودن وجود آدمی را در این دنیا با كمال صراحت اثبات می كند، ذكر شده است. در بعضی از آیات نیز هدف اعلای حیات را بیان فرموده است، مانند :

وَ مَا خَلَقتُ الجِنَّ وَ الاِنسَ اِلاَّ لِیعبُدُون. (ذاریات/56)
"و من نیافریدم جن و انس را، مگر این كه مرا عبادت كنند."

بدیهی است كه معنای عبادت، چیزی جز قرار گرفتن در جاذبه كمال الهی نیست. هم چنین، این كه خداوند نیازی به عبادت ما ندارد، به هیچ گونه استدلال احتیاجی ندارد، زیرا قضیه بدیهی تر از آن است كه بر انسان عاقل پوشیده بماند.
مجموع این آیات با اشكال گوناگون دستور می دهد كه انسان ها باید موقعیت خود را در این دنیای معنادار درك نموده و مطابق این درك، مطیع دستورات عقل و وجدان درونی و انبیای الهی كه عقل و وجدان برونی هستند، باشند. همه احكام مربوط به این بعد انسانی نیز ثابت و اولیه محسوب می شوند.

علامه جعفری

نوشته شده توسط محمدمهدی سلیمی پور در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 ساعت 6:47 | لينک ثابت |


عالم در علم خود، مکتشف در اکتشاف خود و مربي اخلاق در تعلميات خود و حکيم و فيلسوف در حکت و فلسفه خود مديون و مرهون شهدا هستند زيرا شهدا بودند که محيط آزاد به ديگران دادند تا آنها توانستند نبوغ خودرا ظاهر کنند
 حماسه حسيني

اسلام عقائدي که بر مبناهاي وراثتي و از روي جهالت به خاطر فکر نکردن و تسليم شدن در مقابل عوامل ضد فکر در انسان پيدا شده است اينها را هرگز اسلام به نام آزادي عقيده نمي پذيرد

 علت اينکه در روايات داريم که امام حسين - عليه السلام    از خلق کثيري شفاعت مي کند اين است که در اين جهان مکتب امام حسين بيش از هر مکتبي موجب احياء دين و هدايت مردم شده است
 عدل الهي
نوشته شده توسط محمدمهدی سلیمی پور در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 23:4 | لينک ثابت |

آيا نسخ در احكام جايز است؟
 
‏ «نسخ» از نظر لغت به معنى از بين بردن و زائل نمودن است، و در منطق شرع، تغيير دادن حكمى و جانشين ساختن حكم ديگر بجاى آن است، به عنوان مثال:
1 ـ مسلمانان بعد از هجرت به مدينه مدت پانزده ماه به سوى بيت المقدس نماز مى خواندند، پس از آن، دستور تغيير قبله صادر شد، و موظف شدند هنگام نماز رو به سوى كعبه كنند.
2 ـ در سوره نساء آيه 15 درباره مجازات زنان زناكار دستور داده شده كه در صورت شهادت چهار شاهد، آنها را در خانه حبس كنند تا زمانى كه مرگشان فرا رسد، يا خداوند راه ديگرى براى آنان مقرر دارد.
اين آيه بوسيله آيه 2 سوره نور نسخ شد و در آن آيه مجازاتشان تبديل به يكصد تازيانه شده است.
در اينجا ايراد معروفى است كه به اين صورت مطرح مى شود: اگر حكم اول داراى مصلحتى بوده پس چرا نسخ شده؟ و اگر نبوده چرا از آغاز تشريع گرديده؟ و به تعبير ديگر: چه مى شد از آغاز حكم چنان تشريع مى گشت كه احتياجى به نسخ و تغيير نداشت؟
پاسخ اين سؤال را دانشمندان اسلام از قديم در كتب خود آورده اند و حاصل آن با توضيحى از ما چنين است:
مى دانيم نيازهاى انسان گاه با تغيير زمان و شرائط محيط دگرگون مى شود و گاه ثابت و برقرار است، يك روز برنامه اى ضامن سعادت او است ولى روز ديگر ممكن است بر اثر دگرگونى شرائط همان برنامه سنگ راه او باشد.
يك روز داروئى براى بيمار، فوق العاده مفيد است و طبيب به آن دستور مى دهد، اما روز ديگر به خاطر بهبودى نسبى بيمار ممكن است اين دارو حتى زيانبار باشد، لذا دستور قطع آن و جانشين ساختن داروى ديگر را مى دهد.
ممكن است درسى امسال براى دانش آموزى سازنده باشد، اما همين درس براى سال آينده بى فايده باشد، معلم آگاه بايد برنامه را آنچنان تنظيم كند كه سال به سال دروس مورد نياز شاگردان تدريس شود.
اين مسأله مخصوصاً با توجه به قانون تكامل انسان و جامعه ها روشنتر مى گردد كه در روند تكاملى انسانها گاه برنامه اى مفيد و سازنده است و گاه زيانبار و لازم التغيير، به خصوص در هنگام شروع انقلابهاى اجتماعى و عقيدتى، لزوم دگرگونى برنامه ها در مقطعهاى مختلف زمانى روشنتر به نظر مى رسد.
البته نبايد فراموش كرد كه اصول احكام الهى كه پايه هاى اساسى را تشكيل مى دهد در همه جا يكسان است، هرگز اصل توحيد يا عدالت اجتماعى و صدها حكم مانند آن دگرگون نمى شود، تغيير در مسائل كوچكتر و دست دوم است.
اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه ممكن است تكامل مذاهب به جائى برسد كه آخرين مذهب به عنوان خاتم اديان نازل گردد به طورى كه دگرگونى در احكام آن بعداً راه نيابد(تفسير نمونه 1/390)
نوشته شده توسط محمدمهدی سلیمی پور در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 ساعت 12:8 | لينک ثابت |


علم براي انسان ارزش وسيله اي دارد، علم براي انسان هدف نمي سازد، بلکه انسان در جهتي که در زندگي انتخاب کرده است از نيروي علم استفاده مي کند
 کند نبود حق و باطل

علم به ما روشنايي و توانايي مي بخشد و ايمان، عشق و اميد و گرمي علم ابزار مي سازد و ايمان مقصد، علم سرعت مي دهد و ايمان جهت، علم توانستن است و ايمان، خوب خواستن علم انقلاب برون است و ايمان انقلاب درون
 انسان و ايمان

علم در مقابل  بيماريها، سيلها، زلزله ها، طوفانها ايمني مي دهد و ايمان در مقابل اضطرابها، تنهايي ها، احساس بي پناهي ها، پوچ انگاري ها، علم جهان را با انسان سازگار مي کند و ايمان انسان را با خودش
 انسان و ايمان
نوشته شده توسط محمدمهدی سلیمی پور در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 ساعت 23:33 | لينک ثابت |

***آيا اطّلاع رسانى در همه جا لازم است؟ آيا دانستن همه چيز براى همه كس لازم است؟

بعضى از چيزها را اگر ندانيم بهتر است. قرآن مى‏فرمايد: «لا تسئلوا عن أشياء اِن تُبدَ لكم تَسُؤكم» (سوره مائده، آيه 101) از چيزهايى كه اگر براى شما آشكار شود شما را ناراحت مى‏كند، سؤال نكنيد.
اگر مسئولين سيلوها و انبارهاى غلّه به مردم اعلام كنند كه فقط تا چند وقت ديگر گندم داريم، همه مردم از همين الان ناراحت مى‏شوند و در تهيّه نان نزاع‏ها شروع مى‏شود. در اينجا بايد مسئولين به جاى اطلاع رسانى به فكر چاره و خريد گندم باشند، نه آنكه مردم را در جريان بگذارند. آرى، هر دانستنى و هر اطلاع‏رسانى مفيد نيست.
قرآن دانش‏ها را سه نوع مى‏داند:
الف) علمى كه مفيد است. حضرت موسى عليه السلام به خضر گفت: آيا به من اجازه مى‏دهى كه در سفر دنبال شما باشم تا از علمى كه به تو داده شده فرا گيرم و رشد كنم؟! «هل أتّبعك على‏ أن تُعلّمن ممّا عُملّتَ رُشداً» (سوره كهف، آيه 66)
ب) علمى كه ضرر دارد. «و يَتعلّمون ما يَضُرّهم و لا يَنفعُهم» (سوره بقره، آيه 102) گروهى به سراغ علم سحر و جادو و يا دانشى مى‏رفتند كه ميان همسران را با فتنه‏انگيزى به هم زنند.
ج) علمى كه نه مفيد است و نه مضرّ است. نظير دانستن تعداد نفرات اصحاب كهف كه آيا آنها سه نفر بودند يا چهار نفر يا كمتر و بيشتر. «ثلاثة رابِعُهم كَلبُهم و يَقولون خَمسةٌ سادسُهم كلبهم» (سوره كهف، آيه 22)
تعداد نفرات اصحاب كهف مهم نيست، آنچه مهم است آن است كه چگونه يك اقلّيت جوانمرد در جامعه پر از فساد، دين خود را حفظ كردند و براى حفظ عقيده و ايمان خود، از محيط گناه و شرك هجرت كرده و غارنشينى را بر شهرنشينى ترجيح دادند.

حجت الاسلام والمسلمين قرائتي
نوشته شده توسط محمدمهدی سلیمی پور در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 ساعت 6:42 | لينک ثابت |

در آستانه ظهور حضرت مهدى عليه‏السلام اوضاع جهان به بدترين وضع خود مى‏رسد و ظلم و ناعدالتى، تبعيض، تضييع حقوق ديگران به بدترين وضع خود تبديل شده و مردم از هر كس و حكومتى نااميد گرديده، به دنبال روزنه اميد و نداى عدالتى مى‏گردند كه آنان را از آن منجلاب ستم و از چنگال زورمداران و مستكبران نجات بخشد. مردم چنان از دست دروغگويان فتنه‏انگيز و فرصت طلب به تنگ مى‏آيند كه شب و روز آرزوى قيام منادى عدالت را در سر مى‏پرورانند. حضرت امام باقر عليه‏السلام فضاى تاريك جهان قبل از ظهور را اين‏گونه بيان مى‏كند: «لا يَقُومُ الْقائِمُ اِلاّ عَلى خَوْفٍ شَديدٍ مِنَ النّاسِ وَزَلازِلَ وَفِتْنَةٍ وَبَلاءٍ يُصيبُ النّاسَ وَطاعُونٍ قَبْلَ ذلِكَ وَسَيْفٍ قاطِعٍ بَيْنَ الْعَرَبِ وَاخْتِلافٍ شَديدٍ بَيْنَ النّاسِ وَتشْتيتٍ فى دينِهِمْ وَتَغْييرٍ فى حالِهِمْ حَتّى يَتَمَنَّى الْمُتَمَنّى الْمَوْتَ صَباحا وَمَساءً مِنْ عِظَمِ ما يَرى مِنْ كَلْبِ النّاسِ وَاَكْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضا؛(بحارالانوار، ج 52، ص 125.) حضرت قائم عليه‏السلام قيام نمى‏كند، مگر در حال ترس شديد مردم و زلزله‏ها و فتنه و بلايى كه بر مردم فرا رسد و قبل از آن، گرفتار طاعون مى‏شوند. آن‏گاه شمشير برنده ميان اعراب حاكم مى‏شود و اختلاف ميان مردم و تفرقه در دين و دگرگونى احوالشان به اوج مى‏رسد؛ به‏گونه‏اى كه هر كس بر اثر مشاهده درنده‏خويى و گزندگى‏اى كه در ميان برخى از مردم نسبت به بعضى ديگر به وجود مى‏آيد، صبح و شام آرزوى مرگ مى‏كند.» امام آن‏گاه افزود: «وقتى كه يأس و نااميدى تمام مردم را فرا گرفت و ديگر از هر جهت خود را در بن‏بست احساس كردند، امام غائب عليه‏السلام قيام مى‏كند.»

نوشته شده توسط محمدمهدی سلیمی پور در شنبه پنجم اردیبهشت 1388 ساعت 23:27 | لينک ثابت |